- شما فرهنگ تون به من نمي خوره... - اين حرفا رو نزن عزيزم!؟ - همين که گفتم؛ شما فرهنگ تون پايينه و از غذاهاتون هم اصن خوشم نمياد... شيما همه اين حرف ها را با صداي بلند مي گويد، آن قدر بلند که پدر شوهرش در طبقه پايين هم صدايش را مي شنود. با دست مي زند زير سيني غذا که در دست مادر شوهرش است. همه ظرف ها و غذاها پخش زمين مي شود. بعد در را خيلي محکم مي بندد و از پشت در با عصبانيت فرياد مي زند: "مثلا با اين کارا مي خواي خودتو پيش پسرت عزيز کني!؟" مادر شوهر تکه هاي شکسته ظرف ها را از روي زمين جمع مي کند، با افسوس به در بسته خانه پسرش نگاه مي کند، اشک هايش را پاک مي کند و آرام آرام از پله ها پايين مي رود. |
برچسب: كيمياي محبت pdf,کیمیای محبت,كيمياي محبت,کیمیای محبت pdf,کیمیای محبت,دانلود,كيمياي محبت دانلود,کیمیای محبت کتاب,كيمياي محبت كتاب,کیمیای محبت اندروید,کیمیایی محبت,
نویسنده: نیکان هاشمی